یلداتون مبارک

سلام

باورم نمی شه

تموم کارهام ردیف شد

من دارم همین شنبه از ایران میرم

خوبی و بدی از ما دیدی حلال کن

بالاخره پیش اومد

کاریش نمی شه کرد

ارادتمندتان : پاییز



دوستان یلدای خوبی داشته باشید

امیدوارم حسابی خوش بگذره


يا رقيه (س)

اسارت دشوار و یتیمی دردی عمیق است. یک سه ساله، چگونه می تواند تمام رنجِ تشنگی و زخم تازیانه اسارت و از آن بدتر، درد یتیمی را به جان بخرد، آن هم قلب کوچکِ سه ساله ای که تپیدن را از ضربانِ قلب پدر آموخته و شبی را بی نوازش او به صبح نرسانده است. امّا... امّا او رقیه حسین است و بزرگی را هم از او به ارث برده است. رقیه پس از عاشورا، پدر را از عمه سراغ می گیرد و لحظه ای آرام ندارد، با نگاه های کنجکاوش از هر سو ـ تمام عشقش ـ پدرش را می جوید و سکوتِ عمه، سؤال او را بی جواب می گذارد و او باز هم می پرسد: «عمه، بابایم کجاست؟...»