تبليغاتX
گیلان ، استان زیبای من

سیزدهم رجب میلاد مبارک عنصر جاودانگی ، یکی از اعلاترین مرتبه ولادت و اسطوره والای انسانیت ، امیر مومنان و پیشوای اول شیعیان ، حضرت علی (ع) فرخنده باد.

 

ای کرامت انسانی و ای کلام خداوند بر زبان تو.

ای جاودانه ترین جاودانه ها ، اسمان و زمین از نگاه تو بر خود می لرزند و کوهها از جای می جنبند.

عظمت تو به پهنای همه آسمان و به امتداد همه تاریخ بی انتهاست .

عطوفت تو به لطافت نسیم بهاری و زلال چشمه ساران و پاکی اشک یتیمان است.

ولادت تو انفجار نور حقیقتی بود که پهنه هستی از خاک تا افلاک و ماورای آن را روشن نمود.

ای تمثال زیبایی آفرینش و ای قدیس جاوانگی و تبلور عدالت نقش تو همواره بر دریچه قلبهای عاشقانت مجسم است.

 

میلاد خجسته آیینه تمام نمای الهی حضرت علی بن ابی طالب (ع) و بزرگداشت « مقام والای پدر» بر عموم دوستان به ويژه بر پدران تلاشگر گرامی و خجسته باد.

 

نوشته شده توسط سعید در ساعت 19:57 | لینک  | 

با سلام

سال گذشته وقتی پرشین بلاگ برای مدتی حک شد من در اوایل راه بودم و بخاطر علاقه ای که در این مورد داشتم تصمیم گرفتم با همان نام کارم را شروع کنم وتا کنون اکثر شهرهای استان گیلان را به علاقه مندان معرفی کرده ام چهار شهر باقیمانده را هم به زودی معرفی خواهم کرد

در این راه دوستان زیادی با من همراه بوده و از طریق کامنتهایشان تشویقم کردند. در اینجا جا داره از همه شما عزیزان تشکر نمایم و برای همگی شما بزرگواران آرزوی موفقیت در تمامی مراحل زندگی دارم.

در ادامه چند عکس که خودم تهیه کرده ام به شما هدیه می نمایم. انشاله مورد قبول واقع بشه

باغ پدرم

 

باغ پدرم

 

رستم اباد

 

ورودی لوشان

 

آستانه اشرفیه

 

آبشار زیبای لاهیجان

 

بازم عکس دارم انشاله تا بعد....

 

 

نوشته شده توسط سعید در ساعت 18:14 | لینک  | 

دكتر محمد معين‌ در نهم‌ ارديبهشت‌ ماه‌ 1297 ه.ش‌ در خانواده‌اي‌ از علماي‌ روحاني‌ رشت‌ ديده‌ به‌ جهان‌ گشود. او كه‌ اولين‌ فرزند خانواده‌ بود توسط‌ جد پدرش‌ -شيخ‌ محمد تقي‌ معين‌ العلما- "محمد" ناميده‌ شد. پدرش‌ شيخ‌ ابوالقاسم،‌ طلبه‌ علوم‌ ديني‌ بود و سخت‌ مشغول‌ آموختن‌ علوم‌ قديمه‌ و ديني‌ نزد علما و مدرسان‌ مشهور شهر رشت‌ بود. محمد در فاصله‌ پنج‌ روز پدر و مادرش‌ را از دست‌ داد و بعد از مرگ‌ آنها تربيت‌ و مراقبت‌ از او را جد پدري‌اش‌، معين‌ العلما بر عهده‌ گرفت‌. محمد كه‌ پسر بچه‌اي‌ با استعداد بود زير سايه‌ مهر و محبت‌ پدر بزرگ‌ رشد مي‌كرد.

 

بعد از تبديل‌ شدن‌ مكتبخانه‌ها به‌ مدارس‌ امروزي‌، محمد را در كلاس‌ سوم‌ ابتدايي‌ پذيرفتند و در سال‌ 1304 ه.ش‌ موفق‌ به‌ اخذ تصديق‌ نامه‌ نهايي‌ دوره‌ ابتدايي‌ شد و براي‌ ادامه‌ تحصيل‌ رهسپار تهران‌ گشت‌. پس‌ از ورود به‌ تهران‌ در دوره‌ ادبي‌ مدرسه‌ دارالفنون‌ نام‌ نويسي‌ كرد و در سال‌ 1310 ه.ش‌ دوره‌ دوم‌ متوسطه‌ را به‌ اتمام‌ رساند و توانست‌ تصديق‌ نامه‌ دوره‌ دوم‌ متوسطه‌ را بگيرد و بعد از آن‌ در شعبه‌ فلسفه‌ و ادبيات‌ مدرسه‌ عالي‌ دارالمعلمين‌ تهران‌ نام‌ نويسي‌ كرد و همواره‌ يكي‌ از شاگردان‌ ممتاز اين‌ مدرسه‌ به‌ شمار مي‌رفت‌. در اين‌ مدت‌ او به‌ حدي‌ به‌ زبان‌ فرانسه‌ تسلط‌ پيدا كرده‌ بود كه‌ در حضور استادان‌ فرانسوي‌ درباره‌ "لرد بايرون‌" شاعر مشهور انگليسي‌ سخنراني‌ كرد و تسلط‌ او به‌ زبان‌ فرانسه‌ و موضوع‌ سخنراني‌اش‌ باعث‌ شگفتي‌ و تشويق‌ استادان‌ شد.

 

وي‌ در خرداد 1313 ه.ش‌ با ارائه‌ رساله‌اي‌ به‌ زبان‌ فرانسه‌ در موضوع‌ شعر "لوكنت‌ دوليل‌ و مكتب‌ پارناس‌" موفق‌ به‌ اخذ درجه‌ ليسانس‌ در ادبيات‌ و فلسفه‌ با نمره‌ ممتاز شد. او سپس‌ رساله‌اي‌ تحقيقي‌ با عنوان‌ "خواجه‌ حافظ‌ شيرين‌ سخن‌" را نوشت‌ و علاوه‌ بر اين‌ دو كتاب‌ "روان‌شناسي‌ تربيتي‌" و "ايران‌ از آغاز تا اسلام‌" را از انگليسي‌ به‌ فارسي‌ ترجمه‌ كرد و در سال‌ 1318 به‌ سمت‌ معاونت‌ اداره‌ دانشسراهاي‌ مقدماتي‌ و دبيري‌ دانش‌ سراي‌ عالي‌ منصوب‌ شد.

 

او در دوره‌ دكتراي‌ زبان‌ و ادبيات‌ فارسي‌ ثبت‌ نام‌ كرد و پس‌ از دو سال‌ تحصيل‌ در اين‌ رشته‌ با ارائه‌ رساله‌ خود مدرك‌ دكترا را کسب کرد. نگارش‌ رساله‌ دكترا، او را آن قدر شيفته‌ زبان‌ و فرهنگ‌ ايران‌ باستان‌ كرده‌ بود كه‌ چند رساله‌ پهلوي‌ را به‌ زبان‌ فارسي‌ امروزي‌ ترجمه‌ كرد و چند مقاله‌ تحقيقي‌ درباره‌ مسائل‌ لغوي‌ و ادبي‌ مربوط‌ به‌ زبان‌ پهلوي‌ و پارسي‌ باستان‌ انتشار داد.

 

پس‌ از گرفتن‌ مدرك‌ دكترا ابتدا به‌ عنوان‌ دانشيار و سپس‌ استاد كرسي‌ "تحقيق‌ در متون‌ ادبي" دانشكده‌ ادبيات‌ و دانشسراي‌ عالي‌ برگزيده‌ شد و در حالي‌ كه‌ مشغول‌ كارهاي‌ پژوهشي‌ خود بود تدريس‌ در دانشكده‌ ادبيات‌ دانشگاه‌ تهران‌ را نيز بر عهده‌ داشت‌. دكتر معين‌ در بررسيهاي‌ خود متوجه‌ شد كه‌ از زمان‌ رواج‌ فرهنگ‌ نويسي‌ در ايران‌ تا عصر حاضر بيش‌ از دويست‌ جلد كتاب‌ در لغت‌ فارسي‌ چه‌ در ايران‌ و چه‌ در خارج‌ مثل‌ هندوستان‌، امپراطوري‌ عثماني‌ و آذربايجان‌ تأليف‌ شده‌ است. اين‌ فرهنگها اگرچه‌ از لحاظ‌ تعداد، قابل‌ ملاحظه‌ بودند اما از نظر كيفيت‌ و اعتبار ارزش‌ چندان‌ مهمي‌ نداشتند چرا كه‌ اغلب‌ گردآورندگان‌ آنها، با اصول‌ و مباني‌ تدوين‌ فرهنگ‌ آشنا نبودند.

 

دكتر معين‌ در بررسيهاي‌ خود درباره‌ معايب‌ و نقايص‌ فرهنگهاي‌ فارسي‌ موجود به‌ نتايج‌ مهمي‌ رسيد. او به‌ كار تصحيح‌ كتاب‌ برهان‌ قاطع‌ اثر محمد حسين‌ بن‌ خلف‌ تبريزي‌ مشغول‌ شد و دست‌ به‌ ابتكار جالبي‌ زد. او برخلاف‌ ديگران‌ كه‌ فقط‌ به‌ تصحيح‌ متون‌ ادبي‌ مي‌پرداختند علاوه‌ بر تصحيح‌ برهان‌ قاطع‌ با افزودن‌ حاشيه ‌هايي‌ به‌ آن‌، اين‌ كتاب‌ را به‌ صورت‌ فرهنگي‌ امروزي‌ و كامل‌ در آورد.

 

دكتر معين‌ كار تصحيح‌ برهان‌ قاطع‌ را از سال‌ 1317 در اهواز شروع‌ كرد. او مي‌خواست‌ اين‌ كتاب‌ را به‌ صورت‌ فرهنگي‌ كامل‌ و معاصر درآورد. براي‌ تصحيح‌ كتاب‌ از هفت‌ نسخه‌ خطي‌ و چاپي‌ استفاده‌ كرد. يكي‌ از كارهاي‌ دكتر معين‌ در نوشتن‌ حاشيه‌ براي‌ برهان‌ قاطع‌ افزودن‌ يازده‌ نكته‌ جديد درباره‌ هر مورد بود و اين‌ كار طاقت‌ فرسا به‌ فيش‌ برداري‌، مطالعه‌ و تحقيق‌ از منابع‌ بي‌ شماري‌ نياز داشت‌ كه‌ سرانجام‌ با پشتكار و زحمات‌ شبانه‌ روزي‌ دكتر معين‌ بعد از دوازده‌ سال‌ به‌ پايان‌ رسيد.

 

آشنايي‌ استاد معين‌ با استاد دهخدا فصل‌ نويني‌ را در زندگي‌ او گشود و دكتر معين‌ تا پايان‌ كار لغتنامه‌ دهخدا دست‌ از همكاري‌ با دهخدا برنداشت‌، آشنايي‌ با علامه‌ دهخدا فرصت‌ بسيار گرانبهايي‌ براي‌ معين‌ بود چرا كه‌ هر دو به‌ يك‌ زمينه‌ يعني‌ لغتنامه‌ علاقه‌مند بودند. دكتر معين‌ نظر مساعد دهخدا را نسبت‌ به‌ خود جلب‌ كرد و همكاري‌ آنها شروع‌ شد. دكتر معين‌ در دوران‌ همكاريش‌ با دهخدا نزديك‌ به‌ هفتصد صفحه‌ مطلب‌ تهيه‌ كرد و حدود نه‌ هزار صفحه‌ از مطالب‌ ديگر مؤلفان‌ و گرد آورندگان‌ را بررسي‌ و تدوين‌ كرد، او در مقايسه‌ با ديگران‌ از جايگاه‌ ويژه‌اي‌ نزد دهخدا برخوردار بود.

 

بعد از درگذشت‌ علامه‌ دهخدا كار نظارت‌ بر امور چاپ‌ لغتنامه‌ بنا به‌ وصيت‌ استاد به‌ طور كلي‌ تحت‌ سرپرستي‌ دكتر معين‌ قرار گرفت‌ و از اين‌ به‌ بعد لغتنامه‌ دهخدا كه‌ محصول‌ مطالعات‌ مداوم‌ استاد دهخدا بود تحت‌ سرپرستي‌ دكتر معين‌ به‌ دست‌ چاپ‌ سپرده‌ شد.

 

پس‌ از آشنايي‌ با دهخدا و همكاري‌ در تهيه‌ لغتنامه،‌ علاقه‌ شديد محمد معين‌ به‌ تأليف‌ فرهنگي‌ جامع‌ افزايش‌ يافته‌ بود، فرهنگي‌ كامل‌ كه‌ همانند دايرة‌ المعارفي‌ بزرگ‌ بتواند نياز افراد گوناگون‌ را برآورده‌ سازد. اين‌ بود كه‌ در سال‌ 1338 در كنار نشر لغتنامه‌ دهخدا طرح‌ تدوين‌ و انتشار فرهنگ‌ فارسي‌ را ريخت‌.

 

او از زمان‌ تصحيح‌ و حاشيه‌ نويسي‌ بر برهان‌ قاطع شروع‌ به‌ فيش‌ برداري‌ كرده‌ بود و طي‌ بيست‌ سال‌ تحقيق‌ و مطالعه‌ در زمينه‌ متون‌ ادبي‌ شعر و نثر و حتي‌ گفتگوهاي‌ روزانه‌ افراد نزديك‌ به‌ يك‌ ميليون‌ و سيصد هزار فيش‌ تهيه‌ كرده‌ بود. دكتر معين‌ براي‌ تدوين‌ فرهنگ‌ فارسي افراد بسياري‌ را براي‌ همكاري‌ دعوت‌ كرده‌ بود. نزديك‌ به‌ چهار صد نفر از دانشجويانش‌ در اين‌ زمينه‌ همكاري‌ مي‌كردند بار اصلي‌ كار تدوين‌ فرهنگ‌ بر دوش‌ خودش‌ بود و از هر فرصتي‌ براي‌ جمع‌ آوري‌ اطلاعات‌ مورد نياز استفاده‌ مي‌كرد. فرهنگ‌ فارسي‌ در چهار قسمت‌: مقدمه‌، لغات‌، تركيبهاي‌ خارجي‌ و اعلام‌ تنظيم‌ شده‌ بود.

 

دكتر معين‌ بنا به‌ وصيت‌ نيما يوشيج‌ -پدر شعر نو- كه‌ او را براي‌ نشر آثارش‌ در نظر گرفته‌ بود بعد از درگذشت‌ نيما با همكاري‌ چند تن‌ از دوستانش‌ كتاب‌ افسانه‌ و دويست‌ و شصت‌ و يك‌ رباعي‌ نيما را در كتابي‌ تحت‌ عنوان‌ "افسانه‌ و رباعيات‌" به‌ چاپ‌ رساند.

 

در سال‌ 1342 چاپ‌ فرهنگ‌ فارسي‌ شروع‌ شد. همزمان‌ با چاپ‌ فرهنگ‌، از دكتر معين‌ براي‌ تدريس‌ و سخنراني‌ در نيمه‌ دوم‌ سال‌ تحصيلي‌ دانشگاه‌ پرينستون‌ آمريكا دعوت‌ شد. در اين‌ سفر او علاوه‌ بر تدريس‌، يك‌ سلسله‌ سخنرانيهاي‌ علمي‌ و ادبي‌ درباره‌ شعر تصوف‌ در ايران‌ ايراد كرد. در اين‌ مدت‌، كار سرپرستي‌ و نظارت‌ بر نشر فرهنگ‌، به‌ عهده‌ دوست‌ و همكار نزديك‌ او دكتر "سيد جعفر شهيدي‌" واگذار شده‌ بود.

 

در سال‌ 1345 سه‌ جلد از فرهنگ‌ فارسي‌ به‌ چاپ‌ رسيده‌ بود. اين‌ فرهنگ‌ كه‌ در نوع‌ خود در تاريخ‌ ادبيات‌ ايران‌ بي‌ نظير بود، باعث‌ فعال‌ شدن‌ مراكز دانشگاهي‌ در زمينه‌ نقد و بررسي‌ جلدهاي‌ چاپ‌ شده‌ آن‌ شد. در اواسط‌ چاپ‌ جلد چهارم‌ به‌ علت‌ بيماري‌ دكتر شهيدي،‌ چاپ‌ و نشر جلد پنجم‌ و ششم‌ به‌ عهده‌ همكاران‌ دكتر معين‌ گذاشته‌ شد.

 

دكتر معين‌ آنچنان‌ عاشق‌ مطالعه‌ و علم‌ و ادب‌ بود كه‌ خواب‌ و خوراك‌ را فراموش‌ مي‌كرد او ساعات‌ كار خود را از هشت‌ ساعت‌ به‌ دوازده‌ ساعت‌ و از دوازده‌ ساعت‌ به‌ هجده‌ ساعت‌ رسانده بود و سرانجام‌ در حالي‌ كه‌ مي‌خواست‌ موافقت‌ خود را با پذيرفتن‌ پايان‌ نامه‌ تحصيلي‌ يكي‌ از بي‌ آن‌ كه‌ دكتر معين‌ حتي‌ براي‌ لحظه‌اي‌ بتواند كسي‌ را بشناسد و يا كلمه‌اي‌ بر زبان‌ آورد. بالاخره‌ پس‌ از چهار و نيم‌ سال‌ خاموشي‌ و تنهايي‌، بزرگمرد لغت‌ و سخن‌، در نيم‌ روز گرم‌ سيزدهم‌ تير ماه‌ 1350  چشم‌ از جهان‌ فرو بست‌.

 

نوشته شده توسط سعید در ساعت 18:38 | لینک  | 

میلاد با سعادت بزرگ بانوی عالم حضرت فاطمه زهرا (س) بر همه مسلمین بخصوص به بانوان عزیز مبارک باد

روز زن همچنین روز مادر مبارک

 

نوشته شده توسط سعید در ساعت 19:39 | لینک  | 

با عرض سلام

تیم فوتبال پگاه رشت فردا برای کسب عنوان قهرمانی جام حذفی به مصاف تیم استقلال تهران خواهد رفت این در حالیست که این تیم در بازی رفت خود در رشت بانتیجه یک بر صفر به پییروزی زسیده .

به امید قهرمانی این تیم خوب گیلانی

و موفقیت همه گیلانیها

 

نوشته شده توسط سعید در ساعت 18:19 | لینک  | 

مقدمه:

كارايي و توانايي انجام كار در انسان ، تحت تاثير حالات روحي آن شخص قرار دارد.

هر فرد با توجه به ميزان روحيه اي كه دارد مي تواند كار كند قدرت فيزيكي و توانايي فكري در يك شرايط معمولي شايد قابل اندازه گيري باشد ولي در شرايط روحي متفاوت اين توانايي دچار نوسان مي شود . نوسان كارايي انسان با همه توانايي فيزيكي موجود، بسيار محسوس بوده  و دامنه نوسان قدرت افراد از صفر تا صد مي باشد.

انسان در شرايط روحي بسيار بد كار نمي كند و بالعكس در شرايط روحي بسيار عالي داوطلب كار مي شود!

اين نوسان در كارايي اگر توسط مدير هدايت و نظارت نشود و يا بعبارت ديگر بي توجهي بدان شود ، نتيجه عملكرد سازمان نيز دچار بحران و آشفتگي خواهد شد.

 

توجه به حالات روحي انسان  تحت عنوان انگيزه و انگيزش مورد بحث جدي و مرتبط با كارايي و توليد سازمان قرار دارد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سعید در ساعت 20:30 | لینک  | 

زندگی با تمام فراز و نشیبش باز هم زیباست

البته اگر قدرش را بدانیم این آپم تکراریست بخاطر همین خیلی خلاصه اش کردم

البته از تمامی دوستانی که بهم سر زدند عذرخواهی میکنم . چون نتونستم به آنان سر بزنم

نوشته شده توسط سعید در ساعت 17:13 | لینک  | 

امسال نیز طبق ۱۰ سال گذشته اگر ایام عید به بندر انزلی رفته باشید عکس سیروس قایقران و پسرش را می دیدید چرا که سالروز وفاتش نزدیک بوده و به یاد این بزرگمرد فوتبال مراسم گرفته می شود.... و به همین دلیل فرصتی پیش امد تا درباره سیروس قایقران افتخار فوتبال گیلان و ایران مطلبی بنویسم

روحت شاد

زنده یاد سیروس قایقران در اول بهمن ماه 1340 در محله کلویر بندر انزلی پا به عرصه هستی نهاد. سیروس از همان ابتدای کودکی به فوتبال در زمینهای خاکی کلویر روی آورد و با استعداد درخشانش به عضویت تیم فوتبال منتخب آموزشگاهها در آمد. وی در سن 16 سالگی در سال 1356 موفق شد به عنوان یکی از مهره های اصلی در تیمهای نوجوانان و جوانان ملوان استعدادهای خود را به نمایش بگذارد و با مهارتهای منحصر به فردش ملوان را به رتبه قهرمانی باشگاههای گیلان رساند. وی در سالهای 57 تا 63 افتخارات زیادی را برای ملوان و گیلان به ارمغان آورد مانند دو گلی که وارد دروازه پرسپولیس کرد و یا گل زیبایی که وارد دروازه تیم منتخب مازندران نمود.

در این دوران وی به عنوان یک بازیکن استثنایی  با ویژگیهای اخلاقی عالی و منش پهلوانی در میان عموم مردم محبوب گردید. وی آنقدر متواضع و افتاده بود که همه افراد به او علاقمند بودند . لبخندهای صمیمی اش هیچگاه از لبان او دور نمی شد و قلبش مانند دریا پاک و بی آلایش بود.

سیروس در سال 1363 به تیم ملی دعوت شد و در سال 66 تنها فوتبالیست شهرستانی بود که شادروان دهداری بازوبند پرافتخار کاپیتانی تیم ملی ایران را به بازوان او بست. در سال 67 در جام ملتهای آسیا در قطر ، تیم ملی ایران با رهبری سیروس به مقام سومی دست یافت و در سال 69 تیم ایران را با گلهای زیبایش پس از 20 سال به قهرمانی در بازیهای آسیایی پکن رساند.  سیروس در آن دوران نه تنها در ایران بلکه در آسیا و اروپا هم به عنوان یک بازیکن استثنایی مطرح گردید و با وجود داشتن پیشنهاد از تیمهای آلمانی به الاتحاد قطر پیوست. سیروس در اوج شهرت هرگز مغرور نشد و اصالت خود را فراموش نکرد و بعد از مدتی بازی در قطر ، مجددا به تیم اول خود ملوان پیوست و این تیم را قهرمان جام حذفی و راهی مسابقات آسیایی کرد.

سیروس در سال 72 به عنوان بازیکن و سپس مربی به تیم کشاورز تهران پیوست و نتایج قابل توجهی بدست آورد. وی سپس به تیم دسته دومی مسعود هرمزگان پیوست و مدتی در آنجا مشغول به مربیگری شد .

در سالهای 76 و 77 سیروس بارها تمایل خود را برای بازگشت به ملوان به عنوان بازیکن یا مربی اعلام کرد. اما در اوایل سال 77  که وی برای تعطیلات نوروز همراه خانواده اش به انزلی آمده بود در بازگشت و در حالیکه همراه فرزند، همسر و برادر همسرش در اتومبیل رنوی خود عازم تهران بود در حوالی امامزاده هاشم با کامیون خاور تصادف نمود که منجر به فوت وی و فرزندش گردید. روحشان شاد و قرین رحمت باد.

 

نوشته شده توسط سعید در ساعت 22:49 | لینک  | 

 

ضمن عرض تبریک به مناسبت فرا رسیدن سال نو.برای شما دوستان خوبم سالی پر بار توام با موفقیت ارزومندم.


دنیا را شاد شاد . و شادی را دنیا دنیا برای شما و خانواده هاتون آرزومندم
سال نو بر همه شما مبارک

نوشته شده توسط سعید در ساعت 16:56 | لینک  | 

        نوروز بزرگترين جشن ملى ايرانيان سابقه اى هزاران ساله دارد. از گذشته هاى دور آريايى هاى ساكن در فلات ايران روز اول سال و آغاز بهار را به برگزارى مراسم ويژه و توأم با سرور و شادمانى اختصاص مى دادند. برخى پژوهشگران ، ريشه تاريخى اين جشن را به »جمشيد پيشدادى» نسبت مى دهند و نوروز را « نوروز جمشيدى» مى خوانند.

اين گروه معتقدند كه جمشيد شاه بعداز يك سلسله اصلاحات اجتماعى بر تخت زرين نشست و فاصله بين دماوند تا بابل را در يك روز پيمود و آن روز (روز هرمزد) از فروردين ماه بود. چون مردم اين شگفتى از وى بديدند جشن گرفتند و آن روز را « نوروز» خواندند. اما عاملى كه »نوروز» را از ديگر جشن هاى ايران باستان جدا كرد و باعث ماندگارى آن تا امروز شد، «فلسفه وجودى نوروز» است: زايش و نوشدنى كه همزمان با سال جديد در طبيعت هم ديده مى شود.

دكتر ميرزايى جامعه شناس در اين باره مى گويد: «يكى از نمودهاى زندگى جمعى، برگزارى جشن ها و آيين هاى گروهى است، گردهم آمدن هايى كه به نيت نيايش و شكرگزارى و يا سرور و شادمانى شكل مى گيرن.  برهمين اساس جشن‌ها و آيين‌هاى جامعه ايران را هم مى توان به سه گروه عمده تقسيم بندى كرد: جشن ها و مناسبت‌هاى دينى و مذهبى - جشن هاى ملى و قهرمانى و جشن هاى باستانى و اسطوره‌اى. جامعه ايران در گذشته به شادى به عنوان عنصر نيرو دهنده به روان انسان، توجه ويژه‌اى داشتند. آنها براساس آيين زرتشتى خود چهار جشن بزرگ و ويژه تيرگان ، مهرگان ، سده و اسپندگان را همراه با شادى و سرور و نيايش برگزار مى كردند.

دراين بين نوروز بنا به اصل تازگى بخشيدن به طبيعت و روح انسان همچنان پايدار ماند. گرچه باتوجه به قانون تغيير پديده هاى فرهنگى ، نوروز هم ناگزير نسبت به گذشته با دگرگونى هايى همراه است.

به هرحال در آيين‌هاى باستانى ايران براى هر جشن «خوانى» گسترده مى‌شد كه داراى انواع خوراكى‌ها بود. خوان نوروزى «هفت سين» نام داشت و مى‌بايست از بقيه خوانها رنگين تر باشد.

سال نو مبارکسال نو مبارک

اين سفره مــعــمـولاً چـندســاعــت مانــده به زمان تـــحويل ســـــال نو آمـــاده بود و بر صفحه اى بلندتر از سطح زمين چيده مى شد. همچنين ميزدپان (MAYZADPAN) به منظور پخش كردن خوراكى‌ها در كنار سفره گماشته مى‌شد. اين خوان نوروزى برپايه عدد مقدس هفت بنا شده بود. توران شهريارى، سخنران جامعه زرتشتى معتقد است: «تقدس عدد هفت از آيين مهر يا ميتراست و به سالهاى دور باز مى گردد. در اين آيين هفت مرحله وجود داشت براى اينكه انسان به مقام عالى و آسمانى برسد. پس عدد هفت از پيش از زرتشت براى انسان عزيز بوده و در آيين هاى مختلف و به نمادهاى گوناگون ديده مى شود، مانند هفت آسمان، هفت دريا، هفت گياه و...» همچنين اسناد تاريخى از برپايى سفره هفت سين به ياد هفت امشاسپندان خبر مى دهند؛ طبق اين اسناد، هفت امشاسپندان مقدس عبارت بودند از:

اهورامزدا(به معنى سرور دانا)، و هومن (انديشه نيك ) ، ارديبهشت (پاكى وراستى )، شهريور (شهريارى آرزو شده با كشور جاودانى )، سپندارمزد (عشق و پارسايى ) ، خرداد (رسايى و كمال ) و امرداد (نگهبان گياهان).

اما در بسيارى از منابع تاريخى آمده است كه «هفت سين»  نخست «هفت شين» بوده و بعدها به اين نام تغيير يافته است.

شمع، شراب ، شيرينى ، شهد (عسل) ، شمشاد، شربت و شقايق يا شاخه نبات، اجزاى تشكيل دهنده سفره هفت شين بودند. برخى ديگر به وجود «هفت چين» در ايران پيش از اسلام اعتقاد دارند. «در زمان هخامنشيان در نوروز به روى هفت ظرف چينى غذا مى‌گذاشتند كه به آن هفت چين يا هفت چيدنى مى گفتند.

بعدها در زمان ساسانيان هفت شين رسم متداول مردم ايران شد و شمشاد در كنار بقيه شين هاى نوروزى، به نشانه سبزى و جاودانگى برسر سفره قرارگرفت. بعد از سقوط ساسانيان وقتى كه مردم ايران اسلام را پذيرفتند، سعى كردند كه سنت‌ها و آيين‌هاى باستانى خود را هم حفظ كنند.

به همين دليل، چون در دين اسلام «شراب» حرام اعلام شده بود، آنها، خواهر و همزاد شراب را كه « سركه» مى شد انتخاب كردند و اينگونه شين به سين تغيير پيداكرد.»
البته در اين‌باره تعابير مختلفى وجوددارد. چنانچه در كتاب فرورى آمده است: كه در روزگار ساسانيان، قابهاى زيباى منقوش و گرانبها از جنس كانولين، از چين به ايران وارد مى‌شد.  يكى از كالاهاى مهم بازرگانى چين و ايران همين ظرف‌هايى بود كه بعدها به نام كشورى كه از آن آمده بودند «چينى» نام گذارى شد و به گويشى ديگر به شكل سينى و به صورت معرب «سينى» در ايران رواج يافتند. به هرروى خوراكى‌هاى خاصى بر سفره هفت سين مى‌نشينند كه عبارتند از: سيب، سركه، سمنو، سماق، سير، سنجد و سبزى (سبزه)

خوراكى هايى كه به نيت هاى گوناگون انتخاب شده اند:

سمنو: نماد زايش و بارورى گياهان است و از جوانه هاى تازه رسيده گندم تهيه مى شود.

سيب: هم نماد بارورى است و زايش. درگذشته سيب را درخم هاى ويژه اى نگهدارى مى كردند و قبل از نوروز به همديگر هديه مى دادند.

مى گويند كه سيب با زايش هم نسبت دارد، بدين صورت كه اغلب درويشى سيبى را از وسط نصف مى كرد و نيمى از آن را به زن و نيم ديگر را به شوهر مى داد و به اين ترتيب مرد از عقيم بودن و زن از نازايى رها مى شد.

سنجد: نماد عشق و دلباختگى است و از مقدمات اصلى تولدو زايندگى. عده اى عقيده دارند كه بوى برگ و شكوفه درخت سنجد محرك عشق است!


سبزه: نماد شادابى و سرسبزى و نشانگر زندگى بشر و پيوند او با طبيعت است.
درگذشته سبزه ها را به تعداد هفت يا دوازده كه شمار مقدس برج هاست در قاب هاى گرانبها سبز مى كردند. در دوران باستان دركاخ پادشاهان ۲۰ روز پيش ازنوروز دوازده ستون را از خشت خام برمى آوردند و بر هريك از آنها يكى از غلات را مى كاشتند و خوب روييدن هريك را به فال نيك مى گرفتند و برآن بودند كه آن دانه درآن سال پربار خواهدبود. در روز ششم فروردين آنها را مى چيدند و به نشانه بركت و بارورى در تالارها پخش مى كردند.

سماق و سير نماد چاشنى و محرك شادى در زندگى به شمار مى روند. اما غير از اين گياهان و ميوه هاى سفره نشين، خوان نوروزى اجزاى ديگرى
هم داشته است: دراين ميان « تخم مرغ» نماد زايش و آفرينش است و نشانه اى از نطفه و نژاد. «آينه» نماد روشنايى است و حتماً بايد در بالاى سفره جاى بگيرد. «آب و ماهى» نشانه بركت در زندگى هستند. ماهى به عنوان نشانه اسفندماه بر سفره گذاشته مى شود.

و «سكه» كه نمادى از امشاسپند شهريور (نگهبان فلزات) است و به نيت بركت و درآمد زياد انتخاب شده است.

شاخه هاى سرو، دانه هاى انار، گل بيدمشك، شير نارنج، نان و پنير، شمعدان و... را هم مى توان جزو اجزاى ديگر سفره هفت سين دانست. «كتاب مقدس» هم يكى از پايه هاى اصلى خوان نوروزى است و براساس آن هرخانواده اى به تناسب مذهب خود، كتاب مقدسى را كه قبول دارد بر سفره مى گذارد.

چنانچه مسلمانان قرآن، زرتشتيان اوستا و كليميان تورات را بر بالاى سفره‌هايشان جاى مى‌دهند. بر سر سفره زرتشتيان دركنار اسپند و سنجد، « آويشن» هم ديده مى شود كه به گفته موبد فيروزگرى خاصيت ضدعفونى كننده و دارويى دارد و به نيت سلامتى و بيشتر به حالت تبريك بر سر سفره گذاشته مى شود.

نوشته شده توسط سعید در ساعت 21:12 | لینک  |